ذهن و خلق و خو

چرا من نمی توانم شادتر باشم؟

چرا من نمی توانم شادتر باشم؟ همه مردم، از ثروتمندترین تا فقیرترین، از مشهورترین تا تنهاترین، فارغ از پیر و جوان، دنبال همین احساس هستند.

همه بدون استثنا می خواهند شادتر باشند، برای شاد بودن به روش خود تلاش می کنند و روش هایی برای رسیدن به آن پیدا می کنند، اما متاسفانه اکثریت مردم هنوز به اندازه کافی احساس خوشبختی نمی کنند.

میزان هزینه های صرف شده، کلاس های یوگا یا مدیتیشن، فالگیرها، مربیان زندگی و امیدهایی که در این مسیر مورد بهره برداری قرار گرفته اند بی شمار است.

اگرچه هیچ تعریفی از “خوشبختی” وجود ندارد که همه در مورد آن توافق داشته باشند، اما به طور کلی می توان گفت که چقدر یک فرد کیفیت کلی زندگی خود را مثبت ارزیابی می کند، سطح شادی اوست.

 بر اساس یک دیدگاه، دوری از درد و لذت جویی یکی از قوانین اساسی فطرت انسان است.

 با این حال نمی توان انتظار داشت که چنین زندگی پیچیده و چنین هوش پیشرفته انسانی تنها با لذت جویی و دوری از درد شاد باشد.

پرهیز از درد در زندگی و ارضای لذت های جسمی قطعاً سطح مشخصی از شادی را فراهم می کند، اما ادعا می شود آنچه سطوح شادی دائمی تری را فراهم می کند، پیشرفت معنادار با تلاش زیاد در جهت رسیدن به هدفی معین است.

به عنوان مثال، گاهی اوقات گرفتن مدرک دکترا، بالا رفتن یک سطح در زندگی تجاری، چند سال کار کردن و گرفتن مدرک در یک رشته ورزشی می تواند لذت بخش تر از رابطه جنسی باشد.

در طول تاریخ، متفکران زیادی بوده اند که به مفهوم «چگونه شادتر باشیم» فکر کرده اند، اما کسی که عمدتاً به این سؤالات می پردازد اپیکور، یکی از فیلسوفان یونان باستان است.

 اگرچه اپیکور تا حدودی اشتباه گرفته شده و متهم به تعریف لذت به عنوان نیاز اساسی شادی می شود، اما حقیقت این گونه نیست، او در خارج از شهر با گروه خاصی از دوستانی که به او اعتقاد داشتند زندگی متواضعانه ای داشت و سبزیجات و میوه هایی را که تولید می کردند می خورد.

چرا من نمی توانم شادتر باشم؟

و عمرش را صرف فلسفه کرد. او هرگز به بسیاری از کارهایی که به عنوان “لذت های دنیوی” تعریف می شوند، علاقه مند نبود.

بر اساس فلسفه اپیکوری، یکی از شروط اساسی شاد بودن «توانایی دوست یابی – داشتن دوست» است، می گوید: «غذا خوردن به تنهایی فقط مخصوص شیر و گرگ است، انسان نباید تنها باشد».

یکی دیگر از منابع مهم شادی آزاد بودن از نظر روحی، ذهنی و جسمی است.

انجام کارهایی که نمی‌خواهیم، ​​کار برای شخصی یا برای هدفی که دوست نداریم یا به آن اعتقاد نداریم، همگی منشأ ناراحتی مزمن هستند.

دعواهای زندگی روزمره و سیاست چیزهایی هستند که طبق فلسفه اپیکولی باید از آنها پرهیز کرد.

وجود انسان در زندگی و اینکه زندگی مفهومی است که به خودی خود معنا بخشیدن به آن دشوار است، بدون کارکردن روی آن، انسان را به ناآرامی دائمی درونی سوق می دهد و این یکی از دلایل اصلی تنش وجودی ماست.

تنها با مطالعه بیشتر، تمرکز بر زندگی و معنایی که به زندگی خود خواهیم افزود می توان به موقعیت دست یافت، شاید با تبادل نظر مداوم با خود و دوستانمان امکان پذیر باشد.

 تفکر، بیقراری را کاهش می دهد. پوچی، بی هدف و ناامید زیستن نیز عامل ناراحتی مزمن است.

ثروت بدون دوستی، 4×4 بدون آزادی، یا کلبه بدون افکار صلح آمیز سطح شادی ما را افزایش نمی دهد.

تحقیقات جدی در زمینه شادکامی از همه رشته های علوم اجتماعی به ویژه اقتصاددانان وجود دارد.

 مطالعه ای که در ژوئیه 2004 در مجله اقتصادی منتشر شد نشان داد کسانی که پول بیشتری به دست می آورند شادتر از کسانی هستند که درآمد کمتری دارند، اما بالاتر از یک سطح درآمد مشخص، سهم پول بیشتر در سطح شادی کاهش می یابد.

از آنجایی که تعداد فرزندان در یک خانواده از دو نفر بیشتر می شود، سطح شادی گزارش شده کاهش می یابد، احتمالاً به دلیل نگرانی های اقتصادی.

 کسانی که در یک رابطه معمولی هستند اظهار داشتند که نسبت به افراد مجرد احساس خوشبختی بیشتری می کنند.

کسانی که زندگی مفرحی دارند و اصل «لذت» را محور اصلی زندگی خود قرار می دهند، شادترند، اما چنین شادی عموماً شادی حباب صابون موقتی است.

همه مواردی که در بالا ذکر شد، وضعیت اقتصادی، خانواده، تعداد فرزندان، سلامت جسمانی فرد، اینکه آیا او زندگی مفرحی دارد یا نه، از نظر میزان شادی ما بسیار مهم است، اما دو مفهوم بسیار مهم برای این امر وجود دارد. شادی دائمی، این مفاهیم بهره وری و معنا هستند.

افراد شاغل شادتر هستند. افرادی که مشکلات را حل می کنند، به جلو حرکت می کنند، مسئولیت می پذیرند و خلاق هستند، احساس رضایت اجتناب ناپذیری را تجربه می کنند.

 شاید خاموش کردن تلویزیون یا رد دعوت شام و تهیه گزارشی از کارتان دشوار به نظر برسد، اما حقیقت این است که این تلاش باعث افزایش شادی کلی شما می شود.

با این حال؛ اگر کاری که انجام می‌دهید، زندگی‌ای که زندگی می‌کنید یا تولیدتان هیچ معنایی برای شما ندارد، نمی‌توانید شاد باشید، مهم نیست چقدر سازنده باشید.

فرمول شادی بدون «معنا» کامل نمی‌شود.

برای اکثر ما بیشتر زندگی ما کاری است که انجام می دهیم بنابراین اگر بتوانیم به کارمان معنا بدهیم میزان رضایت و در نتیجه شادی ما افزایش می یابد.

 با این حال، یک مطالعه انجام شده در ایالات متحده نشان داد که 75٪ از کارمندان از شغل خود متنفر بودند. پس اگر از کار خود راضی نباشیم، کجا می توان «معنا» را پیدا کرد؟

یکی از مهم ترین ویژگی های افراد شاد این است که داوطلبانه در امور خیریه و پروژه های اجتماعی شرکت می کنند، با زندگی مدرن به تدریج نیاز افراد به یکدیگر کاهش یافته است و این امری است که همه بر آن اتفاق نظر دارند.

 امروزه، اگر بخواهیم، ​​این شانس را داریم که به دور از هرگونه پیوند اجتماعی، آزادانه در سرنوشت خود زندگی کنیم.

با این حال، در طول صد و پنجاه هزار سال تاریخ بشر، انسان ها همیشه با احساس تعلق و مسئولیت زندگی کرده اند، بنابراین، حتی اگر دیگر به کسی نیاز نداشته باشیم، باز هم به “کسی که به ما نیاز داشته باشد” نیاز داریم.

 ما فقط می توانیم این شکاف را با کمک به مردم به صورت داوطلبانه پر کنیم. احساس انجام یک کار خوب برای مردم، حتی اگر مجبور نباشیم، منبع بسیار رضایت بخشی برای شادی است.

متأسفانه نمی توان یک فرمول معجزه آسای یک جمله ای برای شادی ارائه داد، با این حال، اگر بیشتر پیشنهادات این مقاله در زندگی شما وجود دارد، اما همچنان احساس نارضایتی، پوچی و ناراحتی را تجربه می کنید، ممکن است روان درمانی مناسب باشد.

گزینه ای برای شما

چرا من نمی توانم شادتر باشم؟

منبع



مهندس حمید تدینی: نویسنده و وبلاگ نویس مشهور، متخصص در زبان برنامه نویسی و هوش مصنوعی و ساکن آلمان است. مقالات روشنگر او به پیچیدگی های این زمینه ها می پردازد و به خوانندگان درک عمیقی از مفاهیم پیچیده فناوری ارائه می دهد. کار او به دلیل وضوح و دقت مشهور است. مهندس حمید تدینی: نویسنده و وبلاگ نویس مشهور، متخصص در زبان برنامه نویسی و هوش مصنوعی و ساکن آلمان است. مقالات روشنگر او به پیچیدگی های این زمینه ها می پردازد و به خوانندگان درک عمیقی از مفاهیم پیچیده فناوری ارائه می دهد. کار او به دلیل وضوح و دقت مشهور است.
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا